تبليغاتX
معجزه ی خاموش








معجزه ی خاموش

 

 این پست ثابت است

پ

.

خودت را جا گذاشته ای میان دلم و رفته

ای. یا برگرد نزد

 

خودت یا بیا خودت را هم ببر....

                ۰(پست جديد اين زيره....)

 ===========================================================

 

نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 21:44 توسط شبگرد |



 

یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من زندونیه
من پشیمون می‌کنم جاده رو از رفتنت .. تو نباشی می‌پره عطرتم از پیرهنت

میخوام آروم شم تو نمیذاری .. هر دو بی رحمن عشق و بیزاری
همه دنیامو زیر و رو کردم .. تو رو شاید دیر آرزو کردم

قدمای آخرو آهسته‌تر بردار .. واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار
بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد .. شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد

 

گاهی که قلم تنها می شود و به تنهایی فکر می کند، چه اوقاتی که بر او نمی گذرد! کافی است شمعی

 

پیش پای خود بگیرد و سر بر شانه ی کاغذ بگذارد و به یاد تنهایی خود در غروب دست های یک نویسنده،

 

های های بگرید و بلغزد و بنویسد و چه خواهد نوشت آن گاه؟

 

 

کلافه و بی قرارم ، خبری از گذر زمان ندارم !

دستهایم میلرزد ، اینک روز است یا شب ، این را هم نمی دانم

تنها دردی در سینه دارم و بغضی که گلویم را می فشارد

تمام وجودم سرد است ، سیاهی لحظه هایم کار سرنوشت است

من دیوانه چقدر ساده بودم ، من عاشق چقدر بیچاره بودم

نمیخواستم عاشق شوم ، قلبم اسیر رویاهایم شود

رویاهایی که با تو داشتم ، کاش یاد تو را در خاطرم نداشتم

خواستم تو را فراموش کنم ، فراموشی را فراموش کردم

خواستم اشک نریزم ، یک عالمه بغض در گلویم را جمع کردم

کلافه و بی قرارم ، مثل این است که دیگر هیچ امیدی ندارم

سادگی من بود که بیش از هرچیزی مرا میسوزاند

همه جا مثل قلبم دلگیر است ، همه جا مثل چشمانم خیس است

همه جا مثل غروبها ، مثل پاییز و مثل این روزها نفس گیر است

همیشه میگفتم میگذرد میرود ، اما اینبار گذشت و چیزی از یادم نرفت!

فراموشت نخواهم کرد






ای به یاد ماندنی ترین

به یادماندنی ترین خاطره زندگی من

از پشت پنجره دفتر خاطراتم که می نگرم

تو را در سر سبز ترین باغچه حیاط خلوت خانه زندگیم میبینم

تو را آنجا ماندگار کردم

فراموشم مکن

میدانم نبودی و نخواهی بود

ولی هستی ....نه اینجا که

در وجودم که سرشار از توست

تو را خاطره کردم

هر روز به مرورت میروم

مرور خاطره

فراموشم نکن

فراموشت نخواهم کرد...........

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 20:22 توسط شبگرد |



چندیست مرده ام....
..
اما کسی باور نمی کند...!!!
..
این مردم تا به عزایم ننشینند مرگم را باور نمی کنند ...!
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:6 توسط شبگرد |




مطالب پيشين
» خودت را گم نکرده ای؟
»
» مرده ام
» عشق ونفرت
» روحم را....
» براي آخرين بار
» عاشق
» تاک
» شدح پریشاننی
»
Design By : ParsSkin.Com